دختری زیرِ درختِ انار...

"آخر میشوم آن انارِ لایقِ دستچینِ [تو] شدن "

همین گوشه ی آشنا چقدر خوب است

دیگر تقریبا جزو یکی از عادات ثابتم شده. این که وقت هایی که میدانم اوضاع خانه آشفنه است خودم را گوشه ای به کاری مشغول کنم تا آب ها از آسیاب بیوفتد. در این شرایط نه مقابل کسی ظاهر میشوم و نه با کسی حرف میزنم. فقط آنقدر خودم را همان گوشه ی ساکت نگه میدارم تا خانه به اوضاع استیبل برسد. سال هاست آن گوشه ی آرام جایی نیست غیر از کشوی روسری هایم. در اینطور شرایط عین دیوانه ها تک تکشان را در می آورم، از نو تا میکنم و با یک ترتیب رنگ جدید داخل کشو میچینم. نمیدانم این رنگ و گل های روسری ها هستند که حالم را خوب میکنند یا بوی ادکلن خنکِ متمایل به شیرینِ جا خوش کرده در تارو پودشان که شامه ام را قلقلک میدهد؛ ولی هرچه که هست این کار حالم را خوب میکند. آنقدر خوب که میتوانم ساعت ها بنشینم و با تا کردن و چیدن و مرتب کردن رنگ روسری ها خودم را مشغول کنم و یادم برود چرا اصلا به این گوشه ی امنِ اتاقم پناه برده ام. من یک گوشه ی امن دیگر هم دارم که بعد ها درباره اش برایتان مینویسم. البته گمان کنم نگفته هم خودتان بتوانید حدس بزنید کجا میتواند باشد آن گوشه ی امن دیگری.

بگذریم... همه ی این ها را گفتم که آخرش این را بگویم که همه ی آدم ها باید یک گوشه ی امن داشته باشند. یک گوشه ی امن که وقتی اوضاع پریشان است به آن پناه ببردند، سکوت کنند و با بودنشان همه چیز را آشفته تر از چیزی که هست نکنند. باید بروند در آن گوشه ی امن، بنشینند، نفس بکشد، سکوت کنند و بعد حالشان که خوب شد با یک لبخند بیایند از چهار دیواری شان بیرون و به آشفتگی خانه لبخند، رنگ و آرامش بپاشند :)




الیــــ ــــوت
۰۵ مرداد ۹۶ , ۱۵:۱۰
«مصرف گرایی» و «اِکونومیک مَتِریالیسم» داره داد میزنه تو این پست :))

پاسخ :

اول کلمات رو ترجمه کنید تا ببینیم بعدش خدا چی میخواد :))

این ها طی ده- دوازده سال جمع آوری شدن یک روزه نخریدمشون که
اتفاقا نماد نگهداری منظم و خوب از وسایل هست پستم. والا :دی
برید الگو بگیرید :))
سِناتور تِد
۰۵ مرداد ۹۶ , ۱۵:۲۵
به مجموعه ی الیوت نمادِ بورژوازی گری هم اضافه میکنم!

پاسخ :

خا خا (آیکون نگاه چپ چپ)
چی هست حالا اینی که گفتید ؟

منم همون جوابارو میدم :))
حسین ...
۰۵ مرداد ۹۶ , ۱۵:۵۲
به مجموعه ای دو نفر امپریالیسم افراطی و اکولوژی مفرط رم اضافه کنن.

پاسخ :

شمام ترجمه لطفا

و جواب نفر اول :))
الیــــ ــــوت
۰۵ مرداد ۹۶ , ۱۷:۰۹
پس چی تو این دانشگاه بهتون یاد میدن؟ :))

«مصرف گرایی» که خلاصش میشه تمایل به مصرفِ زیاد و بی‌رویه و خریدِ بیش از نیاز و اندازه کالا ها. در ارتباط تنگاتنگ هست با «کاپیتالیسم». نتیجه اونه تقریبا

«اکونومیک متریالیسم» هم میشه اهمیت خیلی زیاد دادن به کالا و مادیات و در اون شخص خوشبختی و خوشحالی رو در خرید و داشتن کالاهای بهتر و لوکس تر میدونه و در این اندیشه(!) هرکسی مثلا ماشین بهتری داشته باشه جایگاه اجتماعی بالاتری هم داره. شخص به جای تمسک به مسائل معنوی به دنبال ماده و کالا برای احساس رضایت میگرده.

کامنت اولی رو شوخی کردم چون فکر میکردم اون عکسی که گذاشتین از اینترنت هست و مال خودتون نیست ولی الان که میگین مال خودتونه دیگه جدی در نظر بگیرین اون کامنتو :))

پاسخ :

هیچی یاد نمیدن
منتهی به شما که صاحب کملاتید که باید یاد داده باشن وقتی تهش توضیح و جواب میده آدم یعنی فهمیده :))

بله چشم :)
یک دختر شیعه
۰۵ مرداد ۹۶ , ۱۹:۰۴
فاطمه سادات یکی شو برداری 😐تمومههه نظمش😅

پاسخ :

نچ همه چی تحت کنترله :)
یَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ ...
.
انارِ کالِ باغِ همسایه ام
که هیچکس
هوسِ چیدنش را نمیکند...
..
|وَ اجْعَلْ قَلْبِي بِحُبِّكَ مُتَيَّماً |
|و دل مرا سرگشته و دیوانه ی عشق و محبت خود قرار ده|
...
دهخدا را که قدم بزنی خواهی دید:
متیم .[ م ُ ت َی ْ ی َ ] (ع ص )
رام و منقاد، مشتاق و دردمند، مقلوب از عشق.
من خلاصه در اینم...
....
سرگشته ی محضیم و در این وادی حیرت
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم ...
......
جوری زندگی کنیم که بزرگترین لطفمان در حقِ مردم، [مرگمان] نباشد (نهج البلاغه)
.......
یک عمر هر دردی به من دادی حس میکنم عین نیازم بود ...
.......
ایدئولوژی من [محبته] وقتی پیامبر دینم پیغام آور مهربونیه :)
Designed By Erfan Powered by Bayan